همسفر آيــــــنه ها(محمدزارعی)
شعر-داستان-اجتماعی-فرهنگی -هنری 
قالب وبلاگ
روز هشتم مهر ماه همزمان با نکوداشت حضرت مولانا در سراسر ایران  انجمن شعر وادب خلخال نیز امروز سه شنبه همراه با همه ی دلدادگان شعر وادب ایران زمین با حضور تعدادی از شاعران واساتید شعر وادب واصحاب قلم وقدم به پاسداشت این شاعر عارف می پردازد این مراسم از ساعت 5ونیم عصر امروز با شعرخوانی شاعران وایراد سخنانی درباره ی زندگی مولانا و شرایط اجتماعی و فرهنگی روزگار شاعر در مجتمع فرهنگی هنری ارشاد اسلامی خلخال وبا همت انجمن شعر وادب برگزار می گردد حضور علاقمندان شعر وادب در ین محفل انس و ادب تکریم فرهنگ وادب این مرز وبوم کهن را به نمایش خواهد گذاشت

[ سه شنبه هشتم مهر 1393 ] [ 15:55 ] [ محمد زارعي ]
 

[ سه شنبه هشتم مهر 1393 ] [ 15:43 ] [ محمد زارعي ]

بدهکاریم به یکدیگر

و به تمام دوستت دارم های ناگفته ای که

در پشت دیوار غرورمان ماندند

و ما آنها را بلعیدیم

که نشان دهیم منطقی هستیم!

[ دوشنبه هفتم مهر 1393 ] [ 18:31 ] [ محمد زارعي ]

ای قوم به حج رفته، کجایید؟کجایید؟

معشوق همین جاست، بیایید! بیایید!


معشوق تو همسایه ی دیوار به دیوار

در بادیه سرگشته شما در چه هوایید؟


گر صورتِ بی صورت معشوق ببینید

هم حاجی و هم کعبه و هم خانه شمایید


صد بار ازین راه بدان خانه برفتید

یک بار ازین خانه بر این بام برآیید


گر قصد شما دیدن آن خانه ی جان است

اول رخ آیینه به صیقل بزدایید


احرام چو بستید،از آن خانه برستید

از خرقه ی ناموس به کلی بدرآیید


آن خانه لطیفست، نشان هاش مگویید

از خواجه ی آن خانه نشانی بنمایید


کو دسته ای از گل؟ اگر آن باغ بدیدید

کو گوهری از جان؟ اگر از بحر جدایید


با این همه آن رنج شما گنج شما باد

افسوس که بر گنج شما پرده شمایید


روبند گشایید ز سرپرده ی اسرار

پس خویش بدانید که سلطان،نه گدایید


گنجید نهان گشته در این توده ی پر خاک

چون قرص قمر زابر سیه باز برآیید


سلطان جهان مفخر تبریز نماید

اشکال عجائب که شما روح فزایید


از پرتو رویش دو جهان نور بیابد

تصویر عجائب به چه شیوه بنمایید؟

[ دوشنبه هفتم مهر 1393 ] [ 17:51 ] [ محمد زارعي ]

1- در عبارت « زبان فارسی حافظ وحدت قوم ایرانی و رمز هویت ملی ماست .»
چند تکواژ و چند و واژه وجود دارد ؟

1) 24 تکواژ – 19 واژه 2) 22 تکواژ – 18 واژه 3) 23 تکواژ – 17 واژه 4) 22
تکواژ – 19 واژه



2- عبارت «بهار در آثار ارزشمند خویش، به مسایل اصلی سبک شناسی نثر و نظم
فارسی پرداخته است. »

به ترتیب دارای چند تکواژ و چند واژه است؟

1) بستت و هشت – بیست ویک 2) بیست و شش – بیست 3) بیست و نه – بیست 4)
بیست و هفت – نوزده

3- تعداد تکواژهای کدام عبارت بیشتر است؟

1) وظیفه‌ی مترجم ادبی آن نیست که مطلب را بجود و در دهان خواننده بگذارد.

2) ترجمه‌ی خوب آن است که هر چه بیشتر از اصل با خود همراه داشته باشد.

3) سبک و سطح نگارش نامه های دوستانه باید متناسب با سن و موقع و مقام
گیرنده باشد.

4) عدالت اجتماعی، احترام به قانون و توجه به مسئولیت مایه‌ی بقای جوامع
بشری است.

جواب: زبانِ فارسی حافظه وحدتِ قومِ ایرانی و رمزِ هویتِ ملیِ ماست.
24 تکواژ

19 واژه

بنابراین گزینه‌ی [1] درست است.

2- تکواژها: بهار / در / آثار / --ِ-- / ارز /
--ِ- ش / مند/-ِ- / خویش / به / مسایل/-ِ- / اصل / ی/ --ِ-- / سبک / شناس / ی / --ِ-- /نثر / و / نظم / --ِ-- / فارس / ی / پرداخت / ه / است / / 29 تکواژ

واژه ها: بهار / در / آثار / --ِ-- / ارزشمند / --ِ-- / خویش / به / مسایل / --ِ-- / اصلی / --ِ-- / سبک شناسی

/ --ِ-- / نثر / و / نظم / --ِ-- / فارسی /
پرداخته است./ 20 واژه بنابراین گزینه‌ی [3] درست است.

نکته: اگر ساختمان فعلی ساده باشد . که با توجه به بن مضارع آن فعل
تعیین می شود. در هر زمانی صرف شود ساختمان فعل ساده است و تغییر نمی کند و در
شمارش تعداد واژه ها یک واژه به حساب می آید.

3- 1 – وظیفه / ی / مترجم / --ِ / ادب / ی/ آن / ن / است / / که / مطلب / را / ب / جو / -َ- د / و / در/ دهان/

--ِ / خوان / نده / ب / گذار / -َ- د / ( 25
تکواژ ) فعل نیست 3 تکواژ است : / ن / است/ /

2- ترجمه / ی / خوب/ آن / است / /
که / هر / چه / بیش / تر / از / اصل / با / خود / هم / راه / داشت / ه / باش/ --َ- د/ ( 21 تکواژ )

3- سبک / و / سطح / --ِ- / نگار/ --ِ ش / --ِ / نام / هِ/ ها / ی/ دوست / انه / باید / متناسب / با / سن / و / موقع / و /
مقام / -ِ- / گیر / نده / باش / -َ- د / 26 تکواژ

4- عدالت / -ِ-/ اجتماع / ی/ احترام / به / قانون /
و / توجه / به / مسئول / یت / مایه / ی / بقا / ی / جوامع / -ِ- /

بشر / ی / است / / 22 / تکواژ بنابراین گزینه 3
درست است .

[ یکشنبه ششم مهر 1393 ] [ 18:21 ] [ محمد زارعي ]

 تعریف : واج کوچک­ترین واحد صوتی ( آوایی )  زبان است که گر چه خود معنایی ندارد امّا با تغییر در یک واژه ( تکواژ ) تغییر معنایی ایجاد می­کند[1] :

خار  و کار  تنها در یک واج با هم اختلاف دارند ؛ همان­طور هستند جفت واژه­ها یا گروه واژه­های مقابل : دَست ،  مَست ،  سَر ، سِر ، سار ، سیر  ،  چین ، چون  ،  کُشت ، کاشت ، کشت  ،  جان ، جام ، جار، جال ، جاز  هر یک از این کلمات با جفت واژه­های خود تنها در یک واج با هم اختلاف دارند .

انواع واج : واج­ها دو دسته هستند « صامت و مصوِّت »

صامت­ها : « /  ء  ،  ع  /  ب  /  پ  /  ت  ،  ط  /  ث  ،  س  ،  ص  /  ج  /  چ  /  ح  ،  هـ  /  خ  /  د  /  ذ  ،  ز  ،  ض ، ظ  /  ر /  ژ /  ش /   غ  ،  ق  /  ف  /  ک  /   گ  /  ل  /  م  /  ن /  و  /  ی  /  = 23 صامت ؛ با این توضیح که تمام صامت­هایی که در کنار هم با کشیدن خطی زیرشان آمده­اند در واقع یک واج محسوب می­شوند .

مصوِّت­ها : /   ـَـ  /  ـِـ  /  ـُـ  /  ا  /  و  /  ی  /  = 6 مصوِّت ؛  با این توضیح که شکل­های / ا ، و ، ی / زمانی مصوِّت محسوب می­شوند که در یک هجا واج دوّم باشند . ( در ادامه بیشتر توضیح داده می­شود . )


ادامه مطلب
[ یکشنبه ششم مهر 1393 ] [ 18:10 ] [ محمد زارعي ]
تکواژ کوچک ترین واحد معنایی یا دستوری زبان است که از یک یا چند واج پدید آمده است. به عبارت دیگر،کوچک ترین واحد معنا دار یا معنا ساز زبان را تکواژ می گویند. تکواژ های معنا دار (که کاربرد مستقل دارد ): تکواژ هایی که بن ( ریشه ) فعلی دارند؛ مانند: رفت، آمد، شد، رو، گو، آ،دان............... تکواژ هایی که بن فعلی ندارند؛ مانند: سنگ، کوه، دست، اسم، خانه.............................. 5 تکواژ هایی معنا ساز( که کاربرد مستقل ندارند ): تمام وند ها ( پیشوند ها، پسوند ها و میانوند ها )،بعضی از نقش نماها(را،نقش نمای مفعول،--، نقش نمای اضافه، حروف اضافه ؛مثل:از ،برای،به،در،................ حروف ربط یا پیوند؛ مثل: که، تا، چون، زیرا که، هنگامی که ، پیوند های همپایه ساز؛ مثل: اما، ولی ، و، یا، « واو عطف »، « ی» نسبت، ..................... دسته بندی تکواژها: اغلب زبان شناسان تکواژها را به دو دسته ی کلی به نام تکواژ واژگانی ( قاموسی ) و تکواژ دستوری تقسیم کرده اند. برخی به تکواژ های آزاد و وابسته تقسیم بندی بندی کرده اند وبرخی به تکواژهای اشتقاقی و تصریفی. تکواژ های دستوری و قاموسی زیر مجموعه ی تکواژ های آزاد و تکواژ های اشتقاقی و تصریفی زیر مجموعه ی تکواژ های وابسته هستند. بر همین اساس سعی داریم هر کدام را جدا گانه با مثال توضیح دهیم: انواع تکواژ وابسته آزاد اشتقاقی تصریفی قاموسی دستوری 6 الف) تکواژ آزاد: تکواژی را گویند که چه به تنهایی به کار رود و چه در ساختمان واحد بزرگ تر، معنی داشته باشد. مثال: کتاب، کتاب خانه، کتاب داری ، رفت، رفتیم، می رفتیم یادآوری: بن ماضی و بن مضارع، تکواژ آزاد هستند؛ چه به تنهایی به کار روند،چه با یک یا چند وند همراه باشند: رو، نویس، برو، بنویس،نوشت، نوشته................ 1- تکواژ واژگانی یا قاموسی: تکواژهایی که دارای معنی مستقلی هستند ، به یک مفهوم واژگانی اشاره دارند ، معادل واژه هستند و متعلق به گروه نا محدود زبان. در فرهنگ لغت ها جای دارند وبسامد( کاربرد ) آن ها کم است. معمولا چه به تنهایی و چه در ساختمان واحد بزرگ تر از خود، معنی می دهند. می توان تکواژهای قاموسی را به دو دسته تقسیم کرد: الف) تکواژ هایی که بن ( ریشه ) فعلی دارند؛ مانند: رفت، آمد، شد، رو، گو، آ،دان،سوز..... ب) تکواژ هایی که بن فعلی ندارند؛ مانند: سنگ، کوه، دست، اسم، خانه، آب،درخت........ چون به تنهایی و به صورت واژه ی ساده به کار می روند، به آنها تکواز آزاد نیز گفته می شود.


ادامه مطلب
[ یکشنبه ششم مهر 1393 ] [ 17:55 ] [ محمد زارعي ]

مرغ سحر ناله سر کن/داغ مرا تازه تر کن

ز آه شرر بار، این قفس را/برشکن و زیرو زبر کن

بلبل پربسته ز کنج قفس درآ/نغمه آزادی نوع بشر سرا

وز نفسی عرصه این خاک توده را/پرشرر کن

ظلم ظالم، جور صیاد/ آشیانم داده بر باد

ای خدا، ای فلک، ای طبیعت/شام تاریک ما را سحر کن

نوبهار است، گل به بار است/ابر چشمم ژاله بار است

این قفس چون دلم تنگ و تار است

شعله فکن در قفس ای آه آتشین

[ شنبه پنجم مهر 1393 ] [ 17:22 ] [ محمد زارعي ]
- «حماسه» در لغت به معناي ... : دلاوري و شجاعت
2- «ابداع» ؛ يعني ... : آفرينش
3- «مدون» در «داستان‌هاي‌شفاهي مدون» ؛ يعني ... : جمع‌آوري شده املا
 4- كدام تركيب غلط املايي دارد؟ (حوضه‌ي‌عاطفي،شاهنامه‌هاي‌منثور،اصطلاح‌حماسه) : حوزه‌ي‌عاطفي تاريخ ادبيات
5- حماسه‌ي«گيل گمش» از كدام نوع حماسه است؟ طبيعي و ملي
6- «ايلياد و اديسه» اثر كدام شاعر باستاني است؟ هومر يوناني
7- زمينه‌هاي‌اصلي‌حماسه‌رانام‌ببريد؟داستاني،قهرماني،ملي،خرق‌عادت درك مطلب و دانستني‌هاي ادبي
8- فايده‌ي اصلي تقسيم‌بندي آثار ادبي براساس محتوا و حوزه‌ي عاطفي اين است كه ... : به خوبي مي‌توان علل ضعف يا نيرويافتن يكي از انواع را در دوره‌اي خاص بررسي كرد.
 9- تقسيم‌بندي منتقدان اروپايي از آثار ادبي براساس ...... بوده است. : محتوا و حوزه‌ي عاطفي
 10- در ادبيات ملل اسلامي تقسيم‌بندي آثار ادبي براساس ...... بوده است. : شكل و قالب
 11- آثار ادبي از ديدگاه محتوا و بار عاطفي به چند دسته تقسيم مي‌شوند؟ چهار دسته ، حماسي، غنايي، تعليمي، نمايشي
 12- در ادبيات گذشته‌ي سرزمين ما، كدام نوع ادبي رواج و رونق چنداني نداشته است؟ ادبيات نمايشي
 13- «انه ايد» سروده‌ي ويرژيل شاعر روم باستان از كدام نوع حماسه است؟ حماسه‌ي مصنوع
 14- اصلي‌ترين زمينه‌ي حماسه چيست؟ داستاني بودن
 15- نام قهرمان ملي در «بهشت گم‌شده‌ي ميلتون» چيست؟ آدم
 16- وجود سيمرغ، ديو سپيد، عمر هزارساله‌ي زال ... بيانگر كدام زمينه‌ي حماسه است؟ خرق عادت
 17- «خرق عادت» ؛ يعني ... : حوادثي كه با منطق و تجربه‌ي علمي سازگاري ندارد.
 18- «ظفرنامه‌ي حمدالله مستوفي و شهنشاه نامه‌ي ملك‌الشعراي صبا» چه نوع حماسه‌اي هستند؟ مصنوع
 19- اثر «آزاد سرو سيستاني» چه نام دارد؟ اخبار رستم
 20- دوعامل‌جدايي‌ناپذير منظومه‌هاي‌حماسي را نام‌ببريد؟وزن‌وآهنگ


ادامه مطلب
[ شنبه پنجم مهر 1393 ] [ 16:30 ] [ محمد زارعي ]
تعلیل، در لغت به معنای دلیل و برهان نیکو آوردن و یا نیکو توجیه کردن مسئله یا موضوعی است؛ حسن تعلیل در اصطلاح عبارت است از: نشاندن انگیزه‌ها و دلایل هنری و ادعایی شاعرانه، به جای دلایل و علل واقعی و طبیعی؛ حسن تعلیل آن است که برای صفتی که در سخن آورده اند، علتی ذکر  کنند که با آن مطلب مناسبت لطیف داشته باشد و بیشتر ادبا شرط کرده‌اند که این علت باید ادعایی باشد نه حقیقی، تا آنکه بیشتر زیبایی‌آفرین باشد.

شاهد مثال:

 

نه خلاف عهد کردم که حدیث جز تو گفتم
                              همه بر سر زبانند و تو در میان جانی
                                                                  (سعدی)

باز مستان دل از آن گیسوی مشکین حافظ
                                زانکه دیوانه همان به که زنجیر بود

قادری بر هر چه می‌خواهی مگر آزار من
                                زانکه گر شمشیر بر فرقم نهی آزار نیست
                                                                             (سعدی)

گفتم این سلسله زلف بتان از پی چیست
                                    گفت حافظ گله ای از دل شیدا می‌کرد
                                                                              (حافظ)      
عجب نیست بر خاک اگر گل شکفت
                                     که چندین گل اندام در خاک خفت
                                                                             (سعدی)

امید هست که روی ملال در نکشد
                       از این سبب که گلستان نه جای دلتنگی است
                                                                           (سعدی)

کی عیب سر زلف بت از کاستن است     
                                    چه جای به غم نشستن و خاستن است
     روز طرب و نشاط و می خواستن است
                                     کا راستن سر و ز پیراستن است

                                                                          (عنصری)

گر شاهدان نه دینی و دین می برند و عقل
                                 پس زاهدان برای چه خلوت گزیده اند؟

                                                                                (سعدی)

[ شنبه پنجم مهر 1393 ] [ 16:24 ] [ محمد زارعي ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

من كه از بازترين پنجره با مردم اين ناحيه صحبت كردم
حرفي از جنس زمان نشنيدم.
هيچ چشمي، عاشقانه به زمين خيره نبود.
كسي از ديدن يك باغچه مجذوب نشد.
هيچ كسي زاغچه‌يي را سر يك مزرعه جدي نگرفت.
m.zarei1352@yahoo.com
امکانات وب